کشتیه به گل نشسته
هق هق کنان
ندیده اشکای منو چشمای کور روزگار پشت در رسیدنم به انتهای بی کسی زخم زبون نزن خداا پس کی به دادم میرسی زانو بغل گرفتنام حلقه زده اشک تو چشام خونه خراب کرده منو این سرنوشت بی بهار راهی نمونده که برم از غصه ها سمت فرار گرفته دستای منو دستای سرد انتقام هرکی اومد زخمی نوشت تو دفتر خاطره هام اغار من تموم شد و مردن نشسته زیر پام قصه برو اخر خط پاتو بذار رو نقطه چین نفرین من به بختمو ماه و ستاره و زمین سخته باور حضورش توی اغوش غریبه دربدرم تو کوچه ها پریده خواب ازسرمن کجا نشسته پیش کی پاره تن نکبت من از نفس افتاده دلم تا جای پای گریه هام بسته کمر به مرگ تو دلهره ی خاطره هام جون به لب و بی خبرم منتظر رسیدنت خدا خدا کن که یوقت جلو چشام نبینمت ای داد و بیداد دل من ببین چی اورده سرم غرقه به خونش میکنم اگه بیاد دور و برم لعنت به تو ای بیخدا رو تن کی خواب میبینی توی هوس بارونه کی امشبو تا صبح میمونی تنها ترین عابر شب تو کوچه های هرزگی شاید به فردا نرسم ازاین همه دلواپسی خدا بکش پاتو کنار از شب طوفانیه من زخمیم از غرورمو مردنشه دوای من توی اغوش کدوم غریبه ای ...............


