کشتیه به گل نشسته
هق هق کنان
منو این سکوت دلگیر آخر قصه چی میشه توی غربتی نفس کش(kosh) با یه گریه همنشینم شاید این قسمت من بود که دیگه تورو نبینم لحطه های بیکسی و نامه های عاشقونت که نوشتی نمیتونم ببینم اشکی روی گونت تو که نیستی نامه هاتو میخونم با چشم گریون خاطرات تو و عشقت از سرم نمیره بیرون حالا تو لبریز شوقی واسه رفتن از کنارم من پر از وحشت دوری پر بغض کوله بارم جای خالیت یه عذابه واسه قلب پر دردم واسه تکرار نفسهام هی تورو بهونه کردم کی میگه بین من و تو هرچی که بوده تمومه به خدا هرجا که باشم چهره ی تو روبرومه من که خیری ندیدم توی دنیا تو رهایم کن وقتی میرم اشکی رو نریز برام روی خاکم گلی رو پر نکن برام سیب سرخی رو که یه روز دادی ............. حلالم کن بعد رفتن نمیخوام غم توی چشمات ببینم به فکر یار تازه باش اینجوری راحت میمیرم تو فکر من نباش گلم تقدیر من اینجوریه تو از چشات اشکی نریز تو اول جوونیته دارم میرم گریه نکن اینجوری گریم میگیره بذار که راحت بمیرم اینجوری غصم میگیره وقته رفتن رسیده با وداع و زود خلاصم کن من که خیری ندیدم توی دنیا تو رهایم کن


