کشتیه به گل نشسته
هق هق کنان
خدای من ... سلام سلام خدای بخشنده و رحمتگر ... میشنوی صدامو ؟؟؟ حقم داری نشنوی .... روتو برنگردون قربونت برم ... به خدا گریم میگیره ها ... تو که دوس نداری اشک یه بچه ... در بیاد !!! خدا یادته ؟!؟ یادته اون وقتا که بچه بودم هر وقت احساس خطر میکردم یا مشکلی واسم پیش میومد صدات میزدم ، یادته ؟ یادته چقد باهات حرف میزدم .... یادته دست به دامانت میشدم .... میدونم یادته آخه همیشه دستمو میگرفتی ، همیشه به من لبختد میزدی ، همیشه خواسته هامو انجام میدادی ، اونقد خوب به حرفام گوش میدادی که شبا از سر ذوق اینکه خدا به حرفام گوش داده تا صبح گریه می کردم ....! خدای من .... من اون محمد نیستم کلی عوض شدم ، نه، نه، نه ، عوض نشدم ، خیلی بد شدم . اما تو که عوض نشدی ..... میبینی که زندگیم چقد داغونه .... میبینی که چقد بهم ریختم .... خدا اگه امتحانم کردی میدونم که رد شدم .... اما خودمونیم امتحانت خیلی سخت بود .... خدا حس میکنم هنوز نگفتی ورقه ها بالا ، حس میکنم اگه همه راهو تا اینجا اشتباه اومدم بازم یه کوره راهی واسه برگشت واسم گذاشتی .... همه ی اشتباهاتم تو زندگیمو میدونم ... میدونم کجا رو سر به بیراهه گذاشتم ... دیشب به بهترین دوستمم گفتم که : " سخته آدم دردشو بدونه و نتونه درمونش کنه " خدای من همه جای قرآنت گفتی که توبه پذیری .... پس چرا منو ..... آهان من توبه نکردم .... خدا .... بی تو غریب غربتو آماده ی شکستنم با من بمون بمون بمون با من که عاشقت منم


