کشتیه به گل نشسته
هق هق کنان
نشد یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه خودم دوس نداشتم فقط واسه دوستان گذاشتم که گفتن وبلاگم غمگینه مي خوام يه قصري بسازم پنجره هاش آبي باشه مي خوام يه كاري بكنم شايد بگي دوسم داري مي خوام برات از آسمون ياساي خوشبو بچينم مي خوام كه جادوت بكنم هميشه پيشم بموني امشب مي خوام براي تو يه فال حافظ بگيرم امشب مي خوام تا خود صبح فقط برات دعا كنم امشب مي خوام رو آسمون عكس چشات رو بكشم مي خوام تو رو قسم بدم به جون هر چي عاشقه يه وقتي كه من نبودم بي خبر از اينجا نري يه موقعي فكر نكني دلم واست تنگ نميشه اگه بري شبا چشام يه لحظه هم خواب ندارن راستي دلت ميآد بري بدون من بري سفر اصلا بگو كه دوست داري اينجور دوست داشته باشم حتي اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه اي كاش منم تو آسمون يه مرغ دريايي بودم اي كاش بدوني چشمات و به صد تا دنيا نمي دم به آرزوهام مي رسم اگر كه تو پيشم باشي تا وقتي اينجا بموني بارون قشنگ و نم نمه نگام كن و برام بگو بگوي مي ري يا مي موني نامه داره تموم ميشه مثل تموم نامه ها سلام خدا خوبی؟ مرسی منم خوبم ... چی؟ آخ ببخشید نباید دروغ بگم خوب خودت میدونی که خوب نیستم ..... عزت وذلت دست توست. این جمله رو کسایی میگن که عزیز شدن و از اینکه هواشونو داشتی لذت میبرن اما من میگم اونو به خاطره اینکه ذلیلم کردی ........ خدا جونم میترسم مثه ماجرای موسی و شبان حرفای منم کفر تلقی بشه اما میدونم خودت میدونی که درد و دله و بس. خدا مگه جرمم چیه که باید هم از زمین بکشم هم از زمان باید هم از مادر بکشم هم از خواهر باید هم از ماه بکشم هم از خورشید . . . خدا جونم خداییش تو خودت دلت واسه من نمیسوزه؟ خداییش واسه من و حال و روزم اشک نریختی؟ . . خدا اگه لیاقتم اینه یه تف تو صورتم بندازو بسپار کفنم کنن ..... خدا من همچنان به امید رحمتت چش به دستام دوختم .....
من باشمو اون باشه و یک شب مهتابی باشه
نشد یه جا بمونه و آخر بشه مال خودم
حتی یه بار یادش نموند ماه و روز تولدم
با همه التماس من نشد دیگه نره سفر
شعرام به جز اون روی هر دیونه ای گذاشت اثر
نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم
نه اینکه من نخوام برم نذاشت گلهارو ببینم
نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم
یکی می گفت که خواب دیده اون گفته عاشقش می شم
اما نشد
اما نشد قسمت ما
یه لحظه ی روشن و خوش پیغام واسش فرستادم
بیا بازم منو بکش
نشد بازم نشکنه این چینی شکستنی
هیچ جای دنیا ندیدم
هیچ جای دنیا ندیدم عجب چشمهای روشنی
باور نکرد یه موژشو به صد تا دریا نمیدم
یه تار مو خواستم نداد گفت به تو دنیا نمیدم
راست میگه هرچی اون بگهمن کجا و دیونگی
چه جور به حرفش گوش کنم اون گفت بچسب به زندگی
خلاصه که آخر نشد ما گل سرخ و بو کنیم
اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم
نشد یه بارم برسم به آرزو های محال
یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه ی کال
نشد منم واسه یه بار به آرزو هام برسم
گذشته کار از کارمون دیر شده به خدا قسم
نشد به موقع این کویر ابری شه بارون بگیره
نشد خودش آیینه که هست بیادو شمع دون بگیره
نشد بپاشم زیر پاش عطر گل محمدی
نشد بهم جواب بده حتی بهم بگه بدی
نشد دوستت دارم بگه به من که نه به دیگری
نشد یه بارم رد نشه از روی شعر ها سر سری
نشد یه کاری بکنه که بدونم دوستم داره
آتیش گرفتمو یه بار نگام نکرد بگه آره
نشد یه بار حرف بزنه نزاره پای سرنوشت
نشد یه شب نگم خدا الهی که بره بهشت
نشد شبی یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم
نشد تو رویا هام براش روزی هزار بار نمیرم
نشد برم
نشد نره
نشد بخواد
نشد بیاد
نشد ولی
شاید بشه
واسم دعا کنید زیاد
از شما پنهون نکنم یه حرفایی بهم زده
گفته همین روزا میاد
اما هنوز نیومده
قصه داره تموم میشه مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید
اول خدا دوم شما
قصه داره تموم میشه مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید
اول خدا بعدم شما
من باشم و تو باشي يك شب مهتابي باشه
مي خوام يه حرفي بزنم كه ديگه تنهام نذاري
مي خوام شبا عكس تو رو تو خواب گل ها ببينم
از تو كتاب زندگيم يه حرف رنگي بخوني
اگر كه خوب در نيومد به احترامت بميرم
براي خوشبخت شدنت خدا خدا خدا كنم
اگه نگاهم نكني ناز نگاتو بكشم
به جون هر چي قلب صاف رنگ گل شقايقه
بدون يه خداحافظي پر نزني تنها نري
فكر نكني اگه بري زندگي كمرنگ نميشه
آسموناي آرزو يه قطره مهتاب ندارن
بعدش فراموشم كني برات بشم يه رهگذر
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا كاشته باشم
چهره تو يادم مي آد وقتي كه بارون مي زنه
شايد دوسم داشتي اگه آهوي صحرايي بودم
يه موج گيسوي تو رو به صد تا دريا نمي دم
اونوقت خوشبخت ميشم مثل فرشته ها تو نقاشي
هواي رفتن كه كني مرگ گلهاي مريمه
بگو دوسم داري يا نه مرگ گلهاي شمعدوني
اما تو مثل آسمون عاشقي و بي انتها


