کشتیه به گل نشسته
هق هق کنان
نزار که تاریکی بشم بیام به سمت خونتون حلقه مرگو بکشم به دور آشیونتون سفر کن از غروب من قیامتم شروع شده همرو ازیاد بردمو مردنت آرزوم شده مبارکه غریبتون با اینکه قلبم راضی نیست همین شب جنون من جهنمم خیالی نیست روز وصال تو و اون رخت عزاتو ببینم پشت شب حجله ی تو به عشق مرگت بشینم به گریه هام خنده نکن همیشه خارت میکنم از رو زمین تا آسمون وصله به دارت میکنم همسفرت شاکی بشه سرشو بالا میزنم خنجرمو زیر گلوش رگاشو تک تک میزنم واسه کی گریه میکنی ای دل بی طاقت من الهی آتیش بگیره تو آه خاطرات من میخوام که سرنوشتشو خودم به آخر ببرم باید که دردای تورو خودم به روزش بیارم مبارکه غربیتون ..........
نوشته شده در شنبه 2 آذر1387ساعت
19:40 توسط ژنرال نفس بریده| |


