کشتیه به گل نشسته
هق هق کنان
لحظه بودن و موندنم دیگه سر اومده فال من به نام تو ببین چقد بد اومده مینویسم روی صفحه ی غریب زندگی من فراموشت نمیکنم عزیز به سادگی بیا سر مزار من آروم و آهسته عزیز طاقت گریه ندارم اشکی برای من نریز میخوام بگم دوست دارم حتی اگه جدا باشیم این همه فاصله کمه اگه به یاد هم باشیم وقتی خندیدی به رفتنم دلم از تو شکست بعد تو دیگه دلم دل به غربیه ها نبست تک تک خاطره هامون هرچی بود دیگه گذشت جای من کی توی قلب مهربون تو نشست بیا سر مزار من آروم و آهسته عزیز طاقت گریه ندارم اشکی برای من نریز میخوام بگم دوست دارم حتی اگه جدا باشیم این همه فاصله کمه اگه به یاد هم باشیم
نوشته شده در یکشنبه 5 آبان1387ساعت
13:21 توسط ژنرال نفس بریده| |


