کشتیه به گل نشسته
هق هق کنان
نعره های بی امونم گوش آسمونو کر کرد مگه فریادمو نشنید که داره دیر میشه برگرد آیی به گوشش برسونید کسی جز من نمیتونه کوله بار غصه هاشو روی دوشش بکشونه این همه پیغوم و پسغوم میفرستم که بدونه تب دلواپسیا دنیامو به آتیش بکشونه من که جاشو پر نکردم شاید اصلا نمیدونه آیی به گوشش برسونید یکی اینجا نگروونه نمیتونم بی تفاوت رو گذشتم پا بذارم اون که پاره تنم بود چجوری تنها بذارم آیی به گوشش برسونیییید........ پاره تنم برگرد.......
نوشته شده در یکشنبه 12 آبان1387ساعت
10:5 توسط ژنرال نفس بریده| |


