کشتیه به گل نشسته
هق هق کنان
سلام دوستان این شعرو که میزارم ازسروده های خانوم ملیحه داستانپور هست که از کتاب "سیب اتفاقی است که میافتد" انتخاب شده امیدوارم خوشتون بیاد : شب از هیاهوی باد پنحره پلک می گشاید وبغض اسمان از غربت همیشگی ام میشکند پاییز می اید همراه با یادهای پوسیده ازخودم می پرسم یاد تو را هم میشود ایا چون این برگها لگد مال کرد وقتی دستانت پراز فردای من است وتنهاییم را به تنهاییت گره زده ام لختی دیگر میخواهم عروج کنم تا نگاهت پلکهایم اما سقوط میکند حوضی شکسته دارم درچشمانم که وقتی تمام فصلها زمستان است اشکهایم را بر گونه هایم قندیل می بندد وسینه ای خنجر خورده درشعر هایم که درد همه ی لیلا هارا قطره قطره میچکد دوستانی که مایلند به تهیه کتاب ایمیل بذارن


