کشتیه به گل نشسته
هق هق کنان
گفتی که این بخته تو بود تقدیر تو شکستنه گفتم بمون یروز میاد غصه هامون تموم میشه گفتی اگه باهم باشیم لحظه هامون حروم میشه هر وقت که بارون میزنه حس میکنم پیش منی.... وقتی رفتی همه دنیا رو سرم انگاری خراب شد و دلم شکست دل من زانوی غم بغل گرفت رفت و کز کرد گوشه ی اتاق نشست از وقتی رفتی هیچکسی همدم وهمرازم نشد هیچکسی حتی یه دفه هم غصه دلم نشد رفتی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون دل بهاریم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون
گفتم که رفتنت یروز قاب دلم رو میشکنه
نوشته شده در پنجشنبه 7 آذر1387ساعت
14:15 توسط ژنرال نفس بریده| |


